کاش در این رمضان لایق دیدار شويم

سحری با نظر لطف تو بیدار شويم

ما را به دعا كاش نسازند فراموش

رندان سحرخيز كه صاحب نفسانند



ز مردم دل بكن ياد خدا كن

خدا را وقت تنهايي صدا كن

در آن حالت كه اشكت مي چكد گرم

غنيمت دان و ما را هم دعا كن

پرسید کدام راه نزدیک تر است ؟

گفتم به کجا ؟ گفت به خلوتگاه دوست

گفتم مگر فاصله ای می بینی

بین دل و آنکه دل منزل اوست



قيامت قامتي ،قامت قيامت

قيامت ميكني با قد و قامت

مؤذن گر ببيند قامت تو

به قد قامت بماند تا قيامت

تو مثل اون گل سرخي كه گذاشتم لاي دفتر

مثل تقدير...مثل قسمت....مثل الماسي

كه هيچكس واسه اون نذاشته قيمت





گاهي بخوان از دفتر شعرم ترانه اي

بنگر كه غم به وادي مرگم كشانده است.

تنها مرا به تشنه طوفان من مبين

ای بس حديث تلخ كه ناگفته مانده است

گفتم: ز سرنوشت بينديش و آسمان

گفتي:غمين مباش كه آن كور و اين كر است

ديدي كه آسمان كر و سرنوشن كور

صد مرتبه از ما قويتر است!!!



در پياده رو هر خياباني هميشه

رهگذري هست كه در حال راه رفتن

دارد خواب مي بيند!!!



یه ماکسیما به رنگ نقره ای ،

با دزدگیر تصویری ،

با 4حلقه لاستیک رینگ اسپرت ؛

فدای یه تار موت.